• طبقه بندی مقالات
    • بررسی تاریخی علم اخلاق در فضای مجازی
      مقدمه
      بدیهی است ورود به هر علمی نیازمند بررسی اجمالی سیر تاریخی آن است. نگاهی گذرا به تاریخ علم اخلاق و پرداختن به موضوعاتی از جمله سیر تطورات، مشاهیر و صاحب‌نظران، کتب و مستندات، نگرش‌ها و سبک‌های مختلف موجود و... مسیر را برای بررسی هر چه دقیق‌تر این علم هموارتر خواهد ساخت.
      در این گزارش از سلسله گزارش‌های اخلاق فضای مجازی قصد داریم تا تاریخچه‌ای درباره علم اخلاق در فضای مجازی ارائه دهیم. این گزارش تاریخچه را در دو بخش ارائه می‌دهد:
      بخش اول به تاریخچه علم اخلاق به تنهایی صرف نظر از کاربرد آن در فضای حقیقی یا مجازی می‌پردازد و آراء و اندیشه‌های برخی از بزرگان برجسته این رشته را از ابتدا تا دوره معاصر توضیح می‌دهد. همچنین اشاره‌ای اجمالی به سیر تطورات علم اخلاق و مکاتب مختلف آن خواهد داشت.
      بخش دوم تاریخچه علم اخلاق فضای مجازی را ارائه می‌دهد که نقطه آغازین آن علم اخلاق رایانه‌ای است. سپس با اتصال رایانه‌ها به یکدیگر و ظهور فناوری اینترنت و پس از آن فضای مجازی به عنوان فضایی جدید برای زندگی، علم اخلاق رایانه‌ای نیز به تناسب این تغییرات شکل جدیدتری به خود گرفت که به بررسی آن خواهیم پرداخت.
      1- تاریخچه علم اخلاق
      علم اخلاق سابقه‌ای بسیار دیرین دارد و آثار مدون آن به حدود 2500 سال پیش از زمانی که سقراط اخلاق را وارد فلسفه کرد، باز می‌گردد.1 آراء سقراط نوعا توسط افلاطون تدوین شده است. پس از افلاطون ارسطو با نگاهی متفاوت در مبانی فلسفی خود در مورد علم اخلاق بحث کرد. اخلاق فلسفی اسلامی مشهور نوعا برگرفته از مبانی ارسطو در علم اخلاق است. در ادامه به ارائه توضیح مختصری پیرامون این مبانی می‌پردازیم.

      نظریه اخلاقی افلاطون
      شهید مطهری درباره نظریه اخلاقی افلاطون می‌نویسد:
      «افلاطون از اخلاق در مبحث سیاست مدن بحث می‌کند. بدین ترتیب آن را در ضمن نظریه اجتماعی خود بیان می‌کند و این نشان می‌دهد که وی نوعی رویکرد اجتماعی به‏ اخلاق دارد. او بحث خود را از عدالت اجتماعی آغاز و به عدالت اخلاقی و فردی منتهی می‏کند. افلاطون معتقد است فقط سه چیز ارزش دارد: عدالت، زیبایی و حقیقت. او منشا این سه را یک چیز می‌داند و آن خیر است. بدین ترتیب اخلاق یعنی در پی خیر بودن.
      توضیح مطلب آن که افلاطون در تعریف عدالت اجتماعی می‌گوید: عدالت آن است که انسان آن‌چه حق اوست، به دست آورد و کاری را در پیش گیرد که استعداد و شایستگی آن را دارد. سپس درباره عدالت فردی میگوید: عدالت در فرد عبارت است از هماهنگی قوای مختلف یک فرد انسانی با یکدیگر به صورت نظامی مؤثر و نتیجه‌بخش به گونه‌ای که هر یک از قوا در جای خود قرار گیرد و هر یک در بروز رفتارهای انسان شرکت کند.
      بدین ترتیب افلاطون عدالت را به توازن و تناسب و به عبارت دیگر زیبایی تعریف کرده است. از طرف دیگر زیبایی دو نوع است: محسوس مانند زیبایی گل و معقول (خیر) مانند زیبایی راستی. زیبایی عدالت از نوع دوم است. لذا بازگشت عدالت به خیر است. عدالت ناموس اصلی جهان است به این معنا که در تمام نظام هستی اصل عدالت به کار رفته و جهان به عدل و تناسب برپاست.
      با توجه به تعریف عدالت نزد افلاطون می‌توان نتیجه گرفت که اگر کسی از عدالت تخطی کند - یعنی از حد استعداد و قابلیت طبیعی خود پا را فراتر گذاشته باشد- کار وی قبیح بوده و مستحق عقاب است.
      حقیقت عبارت است از درک عدالت جهانی و عدالت اخلاقی. افلاطون یک فیلسوف واقع‌گرا2 است و از نظر او خیر حتی خیر اخلاقی حقیقتی است عینی مستقل از ذهن انسان. بدین ترتیب اخلاق محصول رابطه ذهن ما با یک واقعیت خارجی نیست که امری نسبی باشد؛ بلکه وجودی فی نفسه دارد؛ یعنی به خودی خود و صرف نظر از وجود شخص ادراک‌کننده موجود است و بنابراین مطلق می‌باشد. به همین دلیل برای همه اعم از زن و مرد، پیر و جوان، عالم و عامی، فرد و جامعه یکی است.
      از نظر معرفت‌شناسی نیز خیر یک مساله نظری است و نه بدیهی. یعنی باید در تحصیل شناخت آن با نیروی منطق و فلسفه کوشید و تنها فیلسوفان قادر به شناخت خیر هستند. بنا بر نظر سقراط و افلاطون برای عمل به خیر شناختن آن کافی است؛ یعنی امکان ندارد انسان کار نیک را بشناسد و تشخیص دهد، اما عمل نکند. علت عمل نکردن جهالت است. بنابراین برای مبارزه با فساد اخلاق باید جهل را از بین برد. بدین ترتیب کسی که فیلسوف حقیقی شود، قطعا انسان خوبی خواهد بود. محال است کسی واقعا فیلسوف باشد و اخلاق نیک نداشته باشد؛ چون بد بودن از نادانی است. اهمیت علم اخلاق از این‌جا روشن می‌شود.
      عبارت دیگر در بیان اهمیت معرفت در اخلاق این است که سر منشأ همه فضائل حکمت می‌باشد و هر فضیلتی نوعی حکمت است. به عنوان مثال شجاعت عبارت است از معرفت این که از چه باید ترسید و از چه نباید ترسید. عفت عبارت است از معرفت این که به شهوات نفسانی تا چه اندازه باید پرداخته شود و تا چه اندازه باید از آن جلوگیری شود. عدالت عبارت است از معرفت به اصول و ضوابطی که باید در روابط با مردم رعایت شود.
      در ادامه خواهد آمد که علت تامه بودن معرفت برای اخلاق یکی از اشکالات وارد بر نظریه اخلاقی افلاطون است»3.

      نظریه اخلاقی ارسطو
      شهید مطهری درباره نظریه اخلاقی ارسطو می‌نویسد:
      «یکی از جدی‌ترین اشکالاتی که ارسطو به افلاطون و سقراط گرفته و بر خلاف آن‌ها نظر داده این است که معرفت و حکمت به تنهایی برای اخلاقی بودن کافی نیست؛ بلکه علاوه بر آن تربیت نیز ضرورت دارد. تربیت یعنی ایجاد ملکات نفسانی موافق با مقتضای علم و حکمت. به عبارت دیگر افلاطون آموزش را برای نیک شدن کافی دانسته و حال آنکه پرورش هم در کنار آموزش ضرورت دارد.
      ارسطو در باب اخلاق نظریه سعادت را مطرح کرده و مدعی است انسان طالب سعادت است، نه خیر. البته به تعبیر برخی از نظر او خیر همان سعادت است. از خود ارسطو تعریفی درباره سعادت دیده نشده است، اما می‌توان گفت سعادت عبارت است از بهره مند شدن حداکثر از خوشی‌های ممکن و دوری گزیدن حداکثر از ناخوشی‌ها و ناملایمات. خوشی و ناخوشی نیز شامل لذات و آلام جسمانی و عقلانی (روحانی) است که دومی شدیدتر و بالاتر می باشد.
      به تعبیر دیگر آن‌چه انسان آرزو می کند و در جستجوی آن است سعادت است، نه خیر و کمال. محال است که آدمی چیزی را که معتقد باشد شقاوت است، آرزو کند و در جستجوی آن باشد. لذت نیز شرط سعادت است، نه عین سعادت؛ زیرا بسیاری از لذات به دنبال خود آلام بزرگتری می آورند و یا مانع لذات بیشتری می شوند.
      راه تحصیل سعادت علم اخلاق است. در نگاه ارسطو فضائل وسائلی هستند برای رسیدن به هدف یعنی سعادت. ارسطو اخلاق یعنی راه رسیدن به سعادت را کسب فضیلت می‌داند و فضیلت یعنی رعایت اعتدال و حد وسط در حالات روحی. به اعتقاد او هر حالت روحی یک حد معین دارد که کمتر یا بیشتر از آن رذیله است و خود آن حد معین فضیلت. بدین ترتیب به اعتقاد ارسطو معرفت برای تحصیل اخلاق شرط کافی نیست و علاوه بر آن باید نفس را به فضیلت تربیت کرد؛ یعنی باید در نفس، فضائل (ملکات فاضله) ایجاد و از آن رذائل (ملکات رذیله) را زائل کرد و این کار با تکرار عمل میسر می شود. به این سبک از اخلاق که ارسطو آن را بنیان نهاده است، اخلاق فضیلت می‌گویند که بعدها در اسلام و غرب نیز عده‌ای به طور جدی آن را دنبال و تکمیل کردند که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
      اشکالی که بر نظریه اخلاقی ارسطو گرفته شده این است که وی کار علم اخلاق را تنها تعیین حد وسط و بیان راه رسیدن به آن دانسته و این یعنی ارسطو مقصد را تعیین شده فرض کرده است. اخلاق ارسطویی به انسان هدف نمی دهد؛ بلکه تنها راه رسیدن به هدف را می نمایاند. در حالی که می‌توان گفت یک مکتب اخلاقی وظیفه دارد هدف انسان را هم مشخص کند؛ یعنی چنین نیست که انسان از نظر هدف نیازی به راهنمایی نداشته باشد. ذکر این نکته هم که اجمالا هدف را رسیدن به سعادت دانسته است، به تنهایی برای روشن شدن هدف کافی نیست. تعیین هدف بیشتر در مکاتب اخلاقی اسلامی با گرایش‌های عرفانی دنبال شده است.
      اشکال دیگر آن است که تعیین اجمالی سعادت به عنوان هدف به معنای این است که انسان دائما در پی خوشبختی خویش است که نوعی خودمحوری را به همراه دارد» 4.

      اخلاق اسلامی فلسفی
      پیش از اسلام حکمای الهی به اخلاق از نگاه فلسفی پرداخته بودند. با ظهور اسلام متون ایرانی و یونانی فلسفی به عربی ترجمه شدند و با ورود فلسفه به اسلام یکی از شاخه‌های آن یعنی علم اخلاق نیز وارد اسلام شد. حکمای اسلامی با مبنای حکمای قبل از اسلام به خصوص یونانی‌ها و نگرشی که از اسلام به اخلاق پیدا کرده بودند، اخلاق فلسفی را با قوت و غنای بیشتری از قبل مدون ساختند. به علم اخلاق فلسفی در اسلام عمدتا از زاویه اخلاق ارسطویی نگاه شده است. در ادامه به ذکر نام و کلیت نگاه برخی از دانشمندان اسلامی می‌پردازیم:

      • فارابی
      فارابی (م 339 ق) غایت اخلاق را سعادت می‌داند. سعادت در اخلاق فارابی واژه‌ای پربسامد است و تمامی جهت‌گیری‌های اخلاقی به آن منتهی می‌شود. سعادت خود مطلوب بالذات است و هیچ‌گاه وسیله برای نیل به مقصود دیگری قرار نمی‌گیرد. بازتاب تئوری اخلاقی فارابی همان اعتدال ارسطویی است؛ اما فارابی گاه با تحلیل‌های دقیق و ژرف خود و گاه با نزدیک شدن به آرای افلاطون و سقراط خود را از دایره تقلید صرف بیرون کشیده است 5.

      • ابن سینا
      ابن سینا (م 428 ق) را نیز در اخلاق می‌توان از یک سو متاثر از ارسطو دانست و از سوی دیگر متاثر از افلاطون. مبنای کمال اخلاقی - که همان رسیدن انسان به سعادت و خیر است- در نگاه او با تقسیم عقل به عقل عملی و عقل نظری و بررسی جداگانه کمال اخلاقی هر کدام صورت می‌گیرد. از نگاه ابن سینا کمال اخلاقی عقل عملی در همان حصول ملکه اعتدال بین قوای نفسانی است که این مرتبه کمالی متوسط برای اخلاق و مقدّمه کمال عقل نظری است. وی سپس کمال عقل نظری را به معرفت برمی‌گرداند و عالی‌ترین مرتبه آن را اتصال به عقل فعال می‌داند 6. ارتباط اخلاق به معرفت در نگاه او می‌تواند از تاثرات افلاطون باشد. به خصوص که در برخی آثار خود نظیر «رسائل مشرقیه» که به فلسفه اشراق و عرفان نزدیکتر است، اخلاق را وابسته به میزان کسب معرفت از عالم بالا می‌کند؛ یعنی هر قدر معرفت افراد به عالم فرشتگان و عقول بیشتر باشد، انسان‌های اخلاقی‌تری خواهند بود7.

      • ابن مسکویه
      ابن مسکویه (م 421 ق) در اخلاق عمدتا پیرو ارسطو و گاهی افلاطون است. وی مانند ارسطو معتقد است که خیر چیزی است که همه چیزها به سوی آن در حرکتند 8. اولین اثر جامع، مدون و فنی اخلاقی در عالم اسلام توسط ابن مسکویه نوشته شد که «تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق» نام دارد. وی در این کتاب ابتدا به بحث پیرامون ارتباط تعادل قوای نفس و فضائل پرداخته است. از موارد مهم دیگر کتاب که پیرامون آن بحث شده عبارت است از: وظایف بنده نسبت به خالق، تادیب کودکان و نوجوانان و شرایط حاکم جامعه اسلامی. همچنین پیرامون مفاهیمی چون سعادت، خیر و محبت بحث کرده است.

      • خواجه نصیر
      خواجه نصیرالدین طوسی (م 672 ق) در زمینه اخلاق کتابی با نام «اخلاق ناصری» نوشته است که مبنای آن همان بحث قوای نفس و اعتدال اخلاقی ارسطو است. وی کتاب خود را کاملا بر مبنای تهذیب الاخلاق ابن مسکویه نوشته است تا جایی که می‌توان بخش اخلاق فردی آن را ترجمه‌ای از تهذیب الاخلاق به همراه اضافاتی دانست. اما دو بخش سیاست مدن و تدبیر منزل را منظم‌تر و کامل‌تر تدوین کرده است.

      • نراقیین
      در اخلاق فلسفی به سبک ارسطویی کار جدیدی صورت نگرفت تا این که ملا محمدمهدی نراقی (م 1209 ق) کتاب «جامع السعادات» را بر مبنای اخلاق ارسطویی با اضافات قابل توجهی به رشته تحریر در آورد. از مهم‌ترین این اضافات عبارت است از:
      • تحلیل نفس به 4 قوه به جای 3 قوه و افزودن قوه واهمه (وهمیه)
      • بررسی جامع‌تر فضائل و رذائل به همراه آثار، لوازم و توابع آن‌ها
      • ارائه بیانی کامل در باب کیفیت علاج رذائل
      • بررسی رذائلی که در آن بیش از یک قوه دخیل هستند و بیان کیفیت علاج آن‌ها
      پس از او پسرش ملا احمد نراقی (م 1245 ق) کتاب پدر را ترجمه و خلاصه کرد و تحت عنوان «معراج السعاده» ارائه نمود.

      • اخلاق فلسفی در غرب
      اخلاق فلسفی مورد بحث با عنوان اخلاق فضیلت9 در بین دانشمندان غربی نیز دنبال شد که از مهم‌ترین آثار آن می‌توان به آثار توماس آکویناس10 (م 1274 م) 11، کتاب «از مساله‌محوری تا فضیلت‌گرایی: نقدی بر تحویل‌گرایی در اخلاق»12 از ادموند پینکافس (م 1991 م)13، مقاله «فلسفه اخلاق نوین»14 از الیزابت آنسکوم15 (م 2001 م)، کتاب «نظریه‌های اخلاق»16 از فیلیپا فوت17 (م 2010 م)، کتاب «در جستجوی فضیلت»18 از السدیر مک اینتایر19 (در قید حیات) و ... اشاره کرد.

      اخلاق اسلامی عرفانی
      اخلاق اسلامی در کنار گرایش فلسفی در شاخه عرفانی نیز در جریان بود. مبنای این نگاه به مسائل اخلاقی شهود است. این سبک از اخلاق بیشتر بر زهد و ریاضت و نیز معرفت نفس و معرفت الله تکیه دارد و سعی در از بین بردن رذائل اخلاقی با نگاه به حقیقت هستی انسان دارد که یک موجود فقیر مطلق به سوی خدا و بالاتر از آن موجودی است که به خودی خود پوچ و باطل است. برخی کتب این سبک اخلاق عبارت است از: «قوت القلوب فی معامله المحبوب» از ابوطالب مکی (م 386 ق)، «ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق» از عبدالله قلانسی (م 500 ق)، «تهذیب الأخلاق» از ابن عربی (م 638 ق)، «10 رساله ملکات انسان» از محمد شیرازی دهدار (م 1016 ق) و ... .
      این سبک اخلاق در فضای سلوکی و به عنوان اخلاق خاص مطرح بوده و از مجال مطالب ما در این سلسله گزارش‌ها که نگاه آن عمومی است، خارج می‌باشد.

      اخلاق اسلامی مأثور
      سبک دیگری از اخلاق اسلامی برگرفته از آیات و روایات دینی است بدون این که نگاه خاص فلسفی یا عرفانی به آن شود. این سبک اخلاق در برخی روش‌های استخراج توصیه‌های اخلاقی فضای مجازی کاربرد دارد20.
      برخی کتب این سبک عبارتند از: «إحیاء علوم الدین» از محمد غزالی (م 505 ق)، «مجموعه ورام» از ورام بن ابی‌فراس (م 605 ق)، «إرشاد القلوب إلی الصواب» از حسن دیلمی (م 841 ق) و ... .
      شایان ذکر است که برخی کتب اخلاقی تلفیقی از روش‌های فوق را به کار بسته‌اند؛ به خصوص دو سبک فلسفی- مأثور و عرفانی- مأثور از آیات و روایات در جهت اثبات و یا تایید گزاره‌های اخلاقی خود استفاده می‌کنند با این تفاوت که نگاه آن‌ها به متون دینی نگاه خاص فلسفی یا عرفانی است و با برداشت‌های عرفی و سطحی از روایات تفاوت دارد؛ اما معمولا این سبک در تقسیم‌بندی‌ها سبک جدیدی حساب نشده و ذیل همان سبک فلسفی یا عرفانی جای می‌گیرد. به عنوان مثال کتاب «قوت القلوب فی معامله المحبوب» که در اخلاق عرفانی اشاره شد، کتابی است که در حقیقت عرفانی- ماثور است؛ اما در تقسیم‌بندی‌ها آن را جزو کتب اخلاق عرفانی به حساب می‌آورند.

      2- تاریخچه علم اخلاق فضای مجازی
      ریشه علم اخلاق فضای مجازی را باید در دو علم اخلاق جستجو کرد: علم اخلاق رایانه‌ای و علم اخلاق اطلاعات. در ادامه تاریخچه‌ای از این دو علم اخلاق ارائه خواهد شد:

      علم اخلاق رایانه‌ای
      در این بخش به تاریخچه این علم برگرفته از مقاله «اخلاق رایانه‌ای: تولد و آینده آن»21 اشاره می‌کنیم:
      آغاز علم اخلاق رایانه‌ای به سال 1950 میلادی باز می‌گردد. سالی که در آن نوربرت وینر22 استاد دانشگاه MIT کتابی در زمینه علم اخلاق رایانه‌ای با عنوان «استفاده انسانی از انسان‌ها»23 نگاشت. این کتاب دربرگیرنده رئوس زیر بود:
      در نظر گرفتن هدف یک زندگی انسانی
      چهار اصل اساسی عدالت
      روشی قدرتمند برای عملی ساختن علم اخلاق کاربردی
      مباحث پرسش‌های بنیادین علم اخلاق رایانه‌ای
      مثال‌هایی از مقولات کلیدی علم اخلاق رایانه‌ای

      در اواسط دهه 1970 با گسترش استفاده از رایانه‌ها جوزف ویزنبام 24 استاد علوم رایانه دانشگاه MIT برنامه‌ای نوشت که می‌توانست روانکاوی بیماران را شبیه‌سازی کند. استقبال شدید مردم و روانکاوان از این برنامه تا جایی پیش رفت که برخی دانشجویان و کارکنان MIT درگیر ارتباط عاطفی با این برنامه شده و افکار درونی خود را با آن در میان می‌گذاشتند. ویزنبام تحت تاثیر پیامدهای اخلاقی چنین واکنشی از سوی مردم کتاب «قدرت رایانه و عقل انسانی»25 را نوشت که امروزه از آثار کلاسیک علم اخلاق رایانه‌ای به شمار می‌رود.
      در 1976 والتر مینر26 به هنگام تدریس اخلاقیات پزشکی متوجه شد که هرگاه رایانه‌‎ها در موارد اخلاق پزشکی وارد می‌شوند، ملاحظات اخلاقی نوین و مهمی پیش می‌آید. پژوهش بیشتر در این زمینه مینر را مجاب ساخت که شاخه‌ای مجزا از اخلاقیات کاربردی که «اخلاقیات رایانه‌ای»27 نام گرفت، مورد نیاز است. این شاخه مسائل اخلاقی تشدید شده، انتقال یافته یا ایجاد شده به واسطه فناوری رایانه را مورد مطالعه قرار می‌داد. وی کتابی را نیز با عنوان «آغاز تدریس علم اخلاق رایانه‌ای»28 منتشر کرد.
      در اوایل دهه 1980 نام علم اخلاق رایانه‌ای جا افتاده بود و دیگر پژوهشگران نیز روند توسعه این شاخه جدید از اخلاقیات کاربردی را دنبال می‌کردند.
      ترل بینوم29 شخص دیگری بود که در یکی از کارگاه‌های مینر در سال 1978 تحت تاثیر او قرار گرفت و در 1979 رشته‌ای دانشگاهی به همراه درسنامه و موضوعات تدریس آن بنا نهاد. وی در دهه 1980 به ایراد سخنرانی‌ها و ایجاد کارگاه‌های متعدد در آمریکا همت گماشت و این رشته تحصیلی جدید را تبلیغ کرد. در سال 1983 به منظور ایجاد اشتیاق عمومی به این علم یک مسابقه مقاله‌نویسی با عنوان «علم اخلاق رایانه‌ای چیست»30 در مجله «ماورای فلسفه» 31 ترتیب داد. این شماره ویژه در سال 1985 با عنوان «رایانه‌ها و اخلاقیات»32 به چاپ رسید. برنده آن مسابقه جیمز مور33 بود که مقاله وی اکنون مقاله‌ای کلاسیک در این زمینه است. وی در این مقاله علم اخلاق رایانه‌ای را چنین تعریف می‌کند:
      «رایانه‌ها قابلیت‌های نوینی ارائه می‌دهند که در عمل انتخاب‌های جدیدی پیش روی ما قرار می‌دهند. مسائل و مشکلات علم اخلاق رایانه‌ای پیامد خلأ خط مشیی هستند که می‌بایست چگونگی استفاده از فناوری رایانه را مشخص کند.34 غالبا یا هیچ خط مشی قابل اتخاذی در این شرایط موجود نیست و یا خط مشی‌های موجود ناپسند به نظر می‌رسند. یکی از وظایف محوری علم اخلاق رایانه‌ای مشخص کردن آن است که در چنین مواردی چه باید انجام دهیم تا به عنوان مثال خط مشی‌هایی برای هدایت کارهایمان صورت‌بندی نماییم. به طور قطع با برخی شرایط اخلاقی به عنوان فرد و با برخی دیگر در جایگاه یک اجتماع روبرو هستیم.35 علم اخلاق رایانه‌ای توجه به هر دو خط مشی فردی و اجتماعی را برای استفاده اخلاقی از فناوری رایانه در بردارد».
      در این دیدگاه علم اخلاق رایانه‌ای شامل این موارد است:
      شناسایی خلأهای خط مشی در قبال مسائل ناشی از رایانه‌ها
      آشکارسازی ابهامات مفهومی
      صورت‌بندی اصولی برای استفاده از فناوری رایانه
      اخلاقی نمودن این اصول

      در سال 1985 اولین کتاب در این زمینه با عنوان «اخلاقیات رایانه‌ای»36 توسط دبورا جانسون37 منتشر شد و پس از آن نیز کتابی با عنوان «مسائل اخلاقی در استفاده از رایانه‌ها»38 توسط جان اسنپر39 انتشار یافت. کتاب جانسون به سرعت به کتابی استاندارد برای تدریس در دانشگاه‌ها تبدیل شد و برنامه پژوهشی در زمینه اخلاقیات رایانه‌ای تا یک دهه بر اساس آن تنظیم می‌شد. وی در این کتاب اخلاقیات رایانه‌ای را به عنوان شاخه‌ای معرفی می‌کند که طریقه تاثیر رایانه‌ها را در مطرح ساختن اشکال جدیدی از مسائل و دوراهی‌های اخلاقی استاندارد به واسطه تشدید مسائل قدیمی و ایجاد الزام به کار بردن هنجارهای اخلاقی معمولی40 در ساحت‌های صورت‌بندی نشده مورد بررسی قرار می‌دهد. جانسون بر خلاف مینر بر این باور نیست که رایانه‌ها مسائل اخلاقی سراسر نوینی ایجاد نموده‌اند؛ بلکه بر این گمان بود که رایانه‌ها صرفا شکل نوینی به مسائل نام‌آشنایی چون مالکیت، قدرت، حریم خصوصی و مسئولیت بخشیده‌اند.41
      از این سال به بعد شاخه اخلاقیات رایانه‌ای رشد سریعی پیدا کرد و خود را در دوره‌های آموزشی، مقالات، کتاب‌ها و ... نشان داد. به عنوان مثال می‌توان به متفکرانی نظیر دونالد گاتربارن42 ، کیت میلر43، سیمون راجرسون44 و دیان مارتین45 ، سازمان‌هایی نظیر متخصصین رایانه‌ای برای مسئولیت‌های اجتماعی46 ، بنیاد مرزهای الکترونیک47 ، گروه گرایش ویژه برای رایانه‌ها و جامعه48 در ACM (ACM-SIGCAS)49 و کنفرانس‌هایی نظیر ETHICCOMP و CEPE 50 اشاره نمود.
      گورنیاک51 در سال 1996 در مقاله «انقلاب رایانه و مشکل اخلاقیات عمومی»52 پیش‌بینی می‌کند که علم اخلاق رایانه‌ای - که در آن روز تنها شاخه‌ای از اخلاقیات کاربردی بود- به زودی بسیار ارتقا یافته، به سامانه‌ای از اخلاقیات جهان‌شمول تبدیل می‌شود که در تمام فرهنگ‌های کره زمین قابل استفاده خواهد بود53. همچنان که نظریات اخلاقی بنتام54 و کانت55 در پاسخ به انقلاب صنعت چاپ شکل گرفتند، نظریه اخلاقی نوین نیز بر اساس اخلاق رایانه‌ای و در پاسخ به انقلاب رایانه‌ای شکل خواهد گرفت. این مساله تمامی اعمال و ارتباطات انسانی را در برخواهد گرفت و تمام یا اکثریت کاربران باید به قوانین آن احترام بگذارند.56 حتی نظریات اخلاقی محلی مانند سامانه‌های کانتی و بنتامی در اروپا و یا ساختارهای اخلاقی دیگر در سایر قاره‌ها تحت اخلاقیاتی جهانی که در واقع بسط علم اخلاق رایانه‌ای امروزی است، قرار خواهد گرفت.57

      علم اخلاق اطلاعات
      در این بخش به تاریخچه این علم برگرفته از مقاله «تاریخچه‌ای کوتاه از اخلاق اطلاعات»58 اشاره می‌کنیم:
      اخلاق اطلاعات ابتدا در رشته کتاب‌داری و علوم اطلاعات59 ایجاد شد و سپس به زمینه‌های دیگر از جمله اخلاق در رسانه‌ها، روزنامه‌نگاری، سامانه‌های اطلاعاتی، سیاست‌گذاری‌های اطلاعاتی، سامانه‌های اطلاعات مدیریتی، کسب و کار، علوم رایانه‌ای، فضای مجازی و غیره نیز سرایت پیدا کرد. این علم پیشینه‌ای حدودا 30 ساله دارد. اگرچه اولین مسائل این حوزه در سال 1980 مطرح شدند، اما تا زمانی که آثاری در این زمینه منتشر شود، حدود 8 سال طول کشید در زمانی که رابرت هاپتمن60 - یکی از افراد شاخص این حوزه که چندین اثر و مقاله در این زمینه دارد- در سال 1988 یکی از مهم‌ترین آثار خود را در قالب کتابی با نام «چالش‌های اخلاقی در کتاب‌داری»61 منتشر کرد. این اثر برخی از مسائل کتاب‌داری را که دارای ماهیت اخلاقی هستند، مورد بررسی قرار می‌داد از قبیل: سانسور، حریم خصوصی، دسترسی به اطلاعات، تعادل در مجموعه‌سازی62، حق تکثیر، استفاده منصفانه، کدهای اخلاقی و مراجعه‌کنندگان مساله‌دار63. هاپتمن از اولین کسانی بود که واژه اخلاق اطلاعات را به کار می‌برد. علاوه بر او افراد دیگری نیز از این واژه استفاده کردند از جمله رافائل کاپورو64 که مقاله‌ای با نام «خصیصه‌های اطلاعات و اخلاق اطلاعات»65 در سال 1988 به زبان آلمانی نوشت.
      در این زمان مدارس کتاب‌داری و علوم اطلاعات تنها درباره برخی مسائل اخلاقی آن هم نه به عنوان یک رشته مستقل بحث می‌کردند. به عنوان مثال یکی از مسائل مهم اخلاقی در این حوزه صلاحیت منابع برای ارائه اطلاعات کافی به خواننده بود. با اضافه شدن این مسائل به تدریج نیاز به بحث کردن در مورد آن‌ها در یک رشته اختصاصی احساس شد. از این‌جا بود که دوره‌هایی ظهور کردند که صرفا به اخلاق در زمینه کتاب‌داری اختصاص یافتند. کم‌کم این رشته‌ها تمایل پیدا کردند تا دغدغه‌های خود در زمینه مسائل اخلاقی را گسترده‌تر کرده و به موضوعاتی فراتر از اخلاق در کتاب‌داری بپردازند، از جمله اخلاق در علوم اطلاعات، فناوری اطلاعات و اطلاعات در جامعه. یکی از اولین مدارس ارائه رشته تحصیلی در مورد دغدغه‌های اخلاقی متخصصین اطلاعات، دانشگاه پیتسبورگ 66 بود. این رشته توسط پروفسور استفان آلاماگنو67 و تونی کاربو 68 -که سال‌ها دبیر دانشکده علوم اطلاعات بود- تدریس می‌شد. آن‌ها در سال 1990 نیز دوره کارشناسی ارشد خود را در اخلاق اطلاعات ارائه دادند. تقریبا در همان زمان دانشگاه ایالتی کنت69 نیز دوره کارشناسی ارشد خود را در رشته «دغدغه‌های اخلاقی برای متخصصین کتاب‌داری و اطلاع‌رسانی»70 و مدرسه عالی سیمونس71 رشته «اخلاق اطلاعاتی/ سازمانی» 72 را ارائه داد.
      هاپتمن نیز گام بزرگی در این توسعه برداشت و در سال 1992 «مجله اخلاق اطلاعات»73 را به راه اندخت. باربارا کاسترفسکی74 و چارلز اپنهایم75 نیز مقاله‌ای با عنوان «اخلاق در علم اطلاعات»76 برای این مجله نوشتند و در آن مسائلی از قبیل محرمانگی 77 اطلاعات، جهت‌گیری78 در اطلاعات ارائه شده به کاربران79 یا مصرف کنندگان80، کیفیت داده‌های عرضه شده توسط فروشندگان آنلاین، استفاده از امکانات کاری و غیره را مورد بحث قرار دادند.
      بلافاصله پس از آن توماس فرولیچ81 در «سالنامه‌ علم و فناوری اطلاعات»82 مقاله‌ای را با عنوان «ملاحظات اخلاقی متخصصین اطلاع‌رسانی»83 منتشر کرد و در آن به تحلیل اصول اخلاقی مرتبط با دغدغه‌های اخلاقی متخصصین اطلاع‌رسانی پرداخت. این اثر چند سال بعد برای مجموعه‌های حرفه‌ای فدراسیون بین‌المللی انجمن کتاب‌داری84 با عنوان «بررسی و تحلیل مسائل عمده اخلاقی و قانونی مطرح در زمینه خدمات کتاب‌داری و اطلاع رسانی»85 ارائه شد.
      با گذشت زمان واژه اخلاق اطلاعات توسط دانشکده‌های مدارس علوم رایانه‌ای نیز پذیرفته شد. در این دانشکدها برخی از واحدها بر علوم نظری تمرکز کرده‌اند (مانند زبان‌های برنامه‌نویسی) و برخی بر علوم کاربردی. علم اطلاعات بیشتر در بخش کاربردی علوم رایانه‌ای حضور دارد. به همین دلیل نام آن‌ها نیز عمدتا «علوم رایانه و اطلاعات»86 نامیده می شود. با گسترش اخلاق اطلاعات واحدهای مذکور در علوم رایانه‌ای نیز وارد این حوزه شدند. به عنوان مثال ریچارد سورسون87 در سال 1997 کتابی درسی در این زمینه با عنوان «اصول اخلاق اطلاعات»88 نوشت که اصول عمده اخلاق اطلاعات را در مورد مالکیت فکری89 ، احترام به حریم خصوصی، بازنمایی منصفانه90 و آسیب نرساندن91 را در نظر می‌گرفت.
      کتاب درسی دیگر اخلاق اطلاعات و رایانه92 از مارشا وودبری93 در سال 2003 است که موضوعات متنوع‌تری را نسبت به کتاب سورسون شامل می‌شود از جمله: جرم رایانه‌ای، حق تکثیر، حریم خصوصی، قابلیت اطمینان نرم‌افزارها، هوش مصنوعی و تجارت الکترونیک. این کتاب را می‌توان در امتداد سنتی دانست که با انتشار یکی از کتاب‌های اساسی در زمینه اخلاق رایانه‌ای با همین نام از دبورا جانسون در سال 1985 پایه‌گذاری شد.
      یکی از کتاب‌های درسی قابل توجه در این زمینه «اخلاق مدیریت اطلاعات»94 می‌باشد که در سال 1995 توسط ریچارد میسون، فلورانس میسون و مری کولنان نوشته شده است. امتیاز این کتاب آن است که سعی دارد مسائل اخلاق رایانه‌ای و مسائل اخلاقی سامانه‌های مدیریت اطلاعات را با نگاه به مسائل کتاب‌داری بررسی کرده و گسترش دهد. در این کتاب درباره مسائل مربوط به مشاغل و نیز دغدغه‌های اخلاقی در سامانه‌های اطلاعاتی، سازمان‌ها و جامعه بحث می‌شود.
      پس از آن اخلاق فضای مجازی به عنوان شاخه‌ای خاص از اخلاق رایانه‌ای ظهور کرد. به گفته پاتریک سولیوان95 در مقاله خود با عنوان «اخلاق در عصر رایانه»96 در سال 1996 اخلاق فضای مجازی ممکن است جایگزین اخلاق رایانه‌ای شود. موضوعات این شاخه از اخلاق شامل اخلاق در سامانه‌های خبره97 ، هوش مصنوعی98 و توانایی ربات‌ها برای استدلال است. برخی آثار مهم در این زمینه عبارتند از: «کدخداها، نرم‌افزار و بداخلاقی‌ها: قانون و ساختن جامعه اطلاعاتی»99 از جیمز بویل100 در سال 1996، «کد و سایر قوانین فضای مجازی»101 از لارنس لسیگ102 در سال 1999 و «اخلاق مجازی: اخلاق و قانون در فضای مجازی» از ریچارد اسپینلو103 در سال 2003. 104

      شکل‌گیری علم اخلاق فضای مجازی
      منشا شکل‌گیری فضای مجازی اختراع رایانه‌ها بود. رایانه وسیله‌ای بود که با قابلیت برنامه‌پذیری این امکان را برای انسان به وجود می‌آورد که کارهایی را که اگر قرار بود خود انجام دهد زمان زیادی طول می‌کشید، اکنون بتواند با استفاده از رایانه آن‌ها را در زمانی بسیار کوتاه‌تر انجام دهد. این قابلیت در رایانه‌ها گسترش یافت و به تدریج برنامه‌های جدیدتر و متنوع‌تر به توانایی آن‌ها افزود.
      مرحله دوم اتصال رایانه‌ها به یکدیگر از طریق شبکه‌های داخلی بود. با این پیشرفت به عنوان نمونه کارمندان یک شرکت می‌توانستند رایانه‌های خود را به هم متصل کرده و از محتویات رایانه‌های یکدیگر استفاده نمایند.
      مرحله سوم گسترش دادن این ارتباط به رایانه‌های سراسر دنیا با ظهور فناوری اینترنت بود. از این مرحله به بعد ارتباط داشتن و اشتراک اطلاعات بین تمامی مردم دنیا میسر بود. اخلاق فناوری اطلاعات که به تاریخچه آن اشاره شد در این زمان بود که به فضای مجازی ورود پیدا کرد.
      در مرحله چهارم فناوری اینترنت با گسترش خود، به فضایی در کنار فضای حقیقی زندگی تبدیل شد و آن‌قدر زندگی بشر را تحت الشعاع خود قرار داد که تبدیل به زندگی دوم انسان شد. اکنون اتفاقاتی که در فضای حقیقی می‌افتد و فعالیت‌هایی که در آن انجام می‌شود، به نوعی در فضای مجازی نیز محقق شده است. در فضای مجازی می‌توان مجازا زیارت کرد، از مریض عیادت کرد، تراکنش مالی انجام داد، نامه فرستاد، مکالمه متنی داشت و یا بازی‌هایی را انجام داد که ورزش، جنگ، روابط غیر اخلاقی و ... را عینا شبیه‌سازی کرده است. هر یک از این فعالیت‌ها تاثیرات عمیقی بر زندگی حقیقی انسان می‌گذارد؛ به گونه‌ای که فضای مجازی را از مجازیت صرف خارج کرده است. 105
      بدین ترتیب با گسترش فضای مجازی علم اخلاق رایانه‌ای نیز وارد فضای جدیدی شده و عناوینی چون اخلاق فناوری اطلاعات، اخلاق فناوری ارتباطات، اخلاق فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) و اخلاق فضای مجازی از آن منشعب شده است.


      1- تاریخ فلسفه غرب، ص ۱۰۸
      2- Realist
      3- برگرفته از کلیات علوم اسلامی، ج 2، ص 182-186 (با اندکی تلخیص و تصرف)
      4- برگرفته از کلیات علوم اسلامی، ج 2، ص 187-190 (با اندکی تلخیص و تصرف)
      5- نگرش تحلیلی در باب اصول و مبانی اخلاق در اندیشه فارابی، چکیده
      6- بررسی غایت اخلاق از دیدگاه ابن سینا، چکیده
      7- اعتمادگرایی اخلاقی در رسائل مشرقی ابن سینا، چکیده
      8- تاریخ فلاسفه ایران، ص ۱۱۱
      9- Ethics of Virtue
      10-Tommaso d'Aquino
      11- به نقل از Administration and the Ethics of Virtue
      12-Quandaries and Virtues: Against Reductivism in Ethics
      13-Edmund Pincoffs
      14-Modern Moral Philosophy
      15-Elizabeth Anscombe
      16-Theories of ethics
      17-Philippa Foot
      18-After virtue
      19-Alasdair Macintyre
      20- رک: روش‌شناسی استخراج کدهای اخلاقی فضای مجازی
      21-Computer Ethics: Its Birth and its Future
      22-Norbert Wiener
      23-The Human Use of Human Beings
      24-Joseph Weizenbaum
      25-Computer Power and Human Reason
      26-Walter Maner
      27-Computer Ethics
      28-Starter Kit in Computer Ethics
      29-Terrell Bynum
      30-What Is Computer Ethics?
      31-Metaphilosophy
      32-Computers and Ethics
      33-James Moore
      34-همان چیزی که ما از آن با عنوان پیوست فرهنگی یاد می‌کنیم.
      35-همان چیزی که اکنون از آن با عنوان اخلاق فردی و اجتماعی در فضای مجازی یاد می‌کنیم.
      36-Computer Ethics
      37-Deborah Johnson
      38-Ethical Issues in Computer Use
      39-John Snapper
      40-همان چیزی که ما از آن با عنوان اخلاق اجتماعی عمومی یاد می‌کنیم که در فضای حقیقی و مجازی جریان دارد.
      41-همان چیزی که ما اکنون به عنوان حقیقی بودن یا مجازی بودن فضای مجازی مورد بحث قرار می‌دهیم.
      42-Donald Gotterbarn
      43-Keith W. Miller
      44-Simon Rogerson
      45-Dianne Martin
      46-Computer Professionals for Social Responsibility
      47-Electronic Frontier Foundation
      48-Special Interest Group on Computers and Society
      49-Association for Computing Machinery
      50-Computer Ethics Philosophical Enquiry
      51-Krystyna Gorniak
      52-The Computer Revolution and the Problem of Global Ethics
      53-که امروزه همان اخلاق فضای مجازی است.
      54-Jeremy Bentham
      55-Immanuel Kant
      56-به همین دلیل است که اخلاق فضای مجازی اکنون به عنوان شاخه‌ای از اخلاق کاربردی به صورت عمومی بین همه کشورها با هر دین و فرهنگی جریان دارد و خود را در واقع به نوعی به همگان تحمیل کرده است.
      57-برگرفته از مقاله Computer Ethics: Its Birth and its Future
      58-A Brief History of Information Ethics
      59-Library and Information Science
      60-Robert Hauptman
      61-Ethical Challenges in Librarianship
      62-Balance in Collection Development
      63-Problem Patrons
      64-Rafael Capurro
      65-Informationethos und Informationsethik (Information Ethos and Information Ethics)
      66-Pittsburgh
      67-Stephen Alamagno
      68-Toni Carbo
      69-Kent State University
      70-Ethical Concerns for Library and Information Professionals
      71-Simmons College
      72-Organizational/Information Ethics
      73-Journal of Information Ethics
      Barbara Kostrewski
      75-Charles Oppenheim
      76-Ethics in Information Science
      77-Confidentiality
      78-Bias
      79-Clients
      80-Consumers
      81-Thomas Froehlich
      82-Annual Review of Information Science and Technology (ARIST)
      83-Ethical Considerations of Information Professionals
      84-International Federation of Library Association's (IFLA's))
      85-Survey and Analysis of the Major Ethical and Legal Issues Facing Library and Information Services
      86-Computer and Information Science
      87-Richard Severson
      88-The Principles of Information Ethics
      89-Intellectual Property
      90-Fair Representation
      91-Do no harm
      92-Computer and Information Ethics
      93-Marsha Woodbury
      94-Ethics of Information Management
      95-Patrick Sullivan
      96-Ethics in Computer Age
      97-Expert Systems
      98-Artificial Intelligence
      99-Shamans, Software and Spleens: Law and the Construction of the Information Society
      100-James Boyle
      101-Code and Other Laws of Cyberspace
      102-James Boyle
      103-Richard Spinello
      104-برگرفته از مقاله A Brief History of Information Ethics
      105-رک: تحلیل فلسفی ماهیت فضای مجازی از نگاه حقیقت و مجاز

      کلمات کلیدی

      تاریخچه علم اخلاق در فضای مجازی، مرکز ملی فضای مجازی ، علم اخلاق رایانه ای ، اخلاق فناوری اطلاعات ، اخلاق فناوری ارتباطات ، اخلاق فاوا ، اخلاق فضای مجازی

      منبع اصلی مقاله


      منبع درج


      منابع

      [1] رجینالد دیل، تاریخ فلسفه غرب، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، انتشارات ققنوس، تهران، چاپ هفتم، ۱۳۸۷
      [2] صدیق صفی‌زاده، تاریخ فلاسفه ایران، اندیشه اخلاق، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۶
      [3] علی شیروانی {و دیگران}، بررسی غایت اخلاق از دیدگاه ابن سینا، مجله آیین حکمت، دوره 7، شماره 24، 1394
      [4] محمدمهدی نصرهرندی {و دیگران}، تحلیل فلسفی ماهیت فضای مجازی از نگاه حقیقت و مجاز، اولین همایش بین‌المللی دین، فرهنگ و فناوری، چکیده مقالات، ص 151، اردیبهشت 1397
      [5] محمدمهدی نصرهرندی، روش‌شناسی استخراج کدهای اخلاقی فضای مجازی، پژوهشگاه فضای مجازی، 1397
      [6] محمدهانی جعفریان {و دیگران}، اعتمادگرایی اخلاقی در رسائل مشرقی ابن سینا، مجله اخلاق وحیانی، سال سوم، شماره 1، پیاپی 7، 1393
      [7] مرتض مطهری، کلیات علوم اسلامی، انتشارات صدرا، تهران، چاپ بیست و هفتم، 1381
      [8] هوشیار نادرپور، نگرش تحلیلی در باب اصول و مبانی اخلاق در اندیشه فارابی، پایان‌نامه دانشگاه تهران، 1388
      [9] David Hart, Administration and the Ethics of Virtue, Handbook of administrative ethics 2, 2001
      [10] Terrell Bynum, Computer Ethics: Its Birth and its Future, Ethics and Information Technology, 3, pp. 109–118, 2001
      [11] Thomas Froehlich, A Brief History of Information Ethics, Textos Universitaris de Biblioteconomia i Documentació 13, 2004


      نظر کاربران
      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
      کد امنیتی:
       
تمامی حقوق برای مرکز ملی فضای مجازی محفوظ است. هر گونه کپی‌برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.